عصیان

عصیان

پشت هیچستان جایی است؟

آن سایه‌های مرموز

شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۴ ق.ظ

دو سه هفته‌ای می‌شد که حس می‌کردم یک نفر دنبالم است. توی خیابون، توی کوچه، توی پارک، توی بازار همه جا مثل سایه دنبالم بود. اوایل لرزم می‌گرفت و پا تند می‌کردم اما هر چه بیشتر می‌گذشت ترسم کمتر می‌شد. این اواخر دیگر عادی برخورد می‌کردم، شاید هم عادت کرده‌بودم که همیشه یک سایه از دور دنبالم باشد. انسان‌ها خیلی زود با شرایط جدید کنار می‌آیند، حداقل من که همیشه همینجور بوده‌ام. آن روز هوا خیلی سرد شده بود. شب رفته رفته همه جا پهن می‌شد که توی یک کوچه پهن و خلوت تصمیم گرفتم با او روبرو شوم. ایستادم و زیپ کاپشنم را تا چانه‌ بالا دادم. آشکارا می‌لرزیدم. هم سرما بود و هم ترسی کرخت‌کننده. در خودم لوله شده بودم. با دودلی و ترس چند قدم به عقب برگشتم. کسی نبود. تنها زیر نور کمرنگ چراغِ برق گربه‌ای سیاه ناله می‌کرد. خواستم برگردم که در تاریکی پیاده‌رو متوجه‌ش شدم. سه نفر بودند. سه شبح سیاه که در تاریکی مطلق آن گوشه‌ی پیاده‌رو فرو رفته بودند. قدمی به جلو برداشتم. باد در میان شاخه‌های لخت درختان زوزه می‌کشید. ابرهای تیره و متراکمْ مرگ می‌پاشیدند. تمام توانم را جمع کردم و چند قدم دیگر به سویشان برداشتم. عجیب بود، خیلی عجیب. تمام تنم به یکباره منجمد شد. هر چه پیشتر رفتم تاریکی نیز پیش رفت. دویدم. تاریکی با سرعت بیشتری دور شد. و دور شد. و دور شد. ایستادم و نفس نفس زدم. تاریکی با همان فاصله‌ی قبلی ایستاده بود با سه شبح مرموز در میانش. خیلی دوست داشتم که از نزدیک روبرویشان بایستم و بگویم چرا دنبالم می‌کنند ولی خودشان را نشانم نمی‌دهند. مدتها بود که می‌خواستم این سؤال را از آنها بپرسم. بعد از آن شب دیگر این میل را در خود خفه کردم. آنها دست‌نیافتنی بودند و ناشناخته. آنها به حریمم پا گذاشته بودند اما من نمی‌توانستم پا به حصار آنها بگذارم. حتی نمی‌توانستم ببینمشان. آنها اینطور خواسته بودند. حالا که در حال نوشتن این سطور هستم دو روزی می‌شود که چهار نفر شده‌اند. چهار شبح در تاریکی. دو روزی می‌شود که وقتی زیپ کاپشن سیاهم را تا چانه بالا می‌کشم و دستهایم را در جیبم فرو می‌کنم و در کوچه و خیابان و پارک و بازار راه می‌روم چهار سایه به دنبالم هستند. چهار سایه مرموز در تاریکی.


-باید کمپینی ایجاد شود علیه شرکت بیان برای قابلیت لوس و مزخرف "دنبال کننده مخفی". هر کس موافق است بکوبد آن لایک قشنگه را!

  • ۹۵/۰۷/۲۴
  • ر. کازیمودو

نظرات  (۲۳)

  • یه آدم معمولی ..
  • بزنید کف قشنگه رو.
    بهتره دنبال نکنن چه کاریه به خودشون زحمت میدن. اخه تو مملکت گل وبلبل همه چی دزدکی شه این بیان هم یاد گرفته .
    شما از این سایه ها باکی نداشته باشید
    پاسخ:
    اصلا من به خودتم مشکوکم. تو خودت یکی از همون فالوئر مخفیا هستی :)
  • یه آدم معمولی ..
  • اهل مخفی کاری نیستم:)

    پاسخ:
    کار خوبی می‌کنی :)
    الان باید دوتا میشدن نه 4 تا که :/ :دی


    پاسخ:
    چرا دو تا؟ یکی اضافه شد دیگه. نکنه خودتو میگی؟! :)
    اره. چون من نشون دادم خودمو :دی
    پاسخ:
    تو رو حساب نکردم :) توی این دو سه روز یکی اضافه شده یکی هم کم شده. 
    اصلا نشون دادن تو باعث شد یاد دنبال‌کننده‌های مخفیم بیفتم و اینو بنویسم :دی  آخرش باید بنویسم باتشکر از فوفانو :)
    خسته ام... از این همه ایراد گیری... حتی اگر حرفم پاک کردن صورت مسئلس و نادرسته ولی الان همچین حسی دارم که حالا که همچین واکنش هایی در پی هست و همش بلدیم غر بزنیم، کلا در نشون دادن دنبال کننده ها رو ترجیح میدم تخته کنن. مثه بلاگفا. اون زمانا یادمه همه راحت بودن. هی یه بساطی نمیشد چن وقت یه بار...
    خلاصه اگر خواستین برا این کمپین بذارین هستم!
    پاسخ:
    آره اینم خوبه. کلا نشون ندن دنبال‌کننده‌ها رو. باحاله!
    ما اگه ایراد نگیریم که چرخ این وبلاگ لعنتی نمیچرخه قربونت :) نون ما رو آجر نکن دیگه :)
    نه کاری به شخص شما ندارم :)) صرفا خسته ام از این پدیده برا چیزایی که میشه یه جور دیگه هم نگاهشون کرد ولی نمیکنیم. و با خودمم بودم :دی. پستتون بهونه ای شدش که بگم اینو :دی
    و خب خوبه که تحرک دادم به ذهن و کیبوردتون :دی
    راستی یه لحظه فکر کردم شما هری پاترین اون وسط و اون سایه هام از اون موجوداتی که خوشحالی؟ ملت رو میبلعیدن توش :دی و مرگ خوار ها هم همچنین. فضاسازی خیلی خوبی بود :دی
    پاسخ:
    البته از جهاتی این قابلیت دنبال‌کننده مخفی خوبه. ولی دیگه نوشتم دیگه. "خسته ام از این پدیده برا چیزایی که میشه یه جور دیگه هم نگاهشون کرد ولی نمیکنیم." جمله‌ی خوبی بود.
    یکی از معدود افرادیم که هری‌پاترو ندیدم و خوشم هم نمیاد که ببینم :) در این حد داغونم یعنی :دی
    خوبه که اونورشم میبینین پس :)
    قابلی نداشت :پی
     ببینید؟! شما بیشتر تعریف فیلمشو شنیدید ینی؟ اکثرا میگن کتابش بهتره اخه :دی
    بعدشم نه بابا داغون چی :)) هر کس سلیقه ای داره دیگه. تازه به نظر من اونقدر محشر نیست که بخوایم از کلمه داغون برا اینکه دوسش نداریم استفاده کنیم برا خودمون!
    و اینکه شاید براتون جالب باشه که بدونین منم اصن خوشم نمیومد ازش ولی یکی هی تعریفشو کرد و یه کتابشو گذاشت تو بغلم برا همین منم دیگه نشستم خوندم. بعد اون خوشم اومد :دی
    پاسخ:
    آها شما کتابشو خوندی؟ تعریف هر دوشو شنیدم. کلا از داستان‌ها و فیلم‌های غیر رئال خوشم نمیاد. توی داستان و فیلم باید زندگی جاری باشه! برای همین مثلا تو سینما فیلم‌های میرکریمی و مجیدی و فرهادی رو خیلی می‌پسندم.
    آخه یه رفیقی داشتم خودشو میزد که چرا من هری‌پاتر و ارباب حلقه‌ها رو ندیدم :)
    منم احتمال میدم اگه بخونمش خوشم میاد :) برا همین نمیخونمش :دی
    فک نکنم خوشتون نیاد پس :دی صرفا نمیخواین درگیرشون شید شاید! وگرنه احتمال نمیدادید از هری پاتر بخواد خوشتون بیاد اخه :دی
    ولی یه چیزی از طرف کسی که داستان تخیلی میخونه یا میبینه یا مینویسه :دی بگم که تو اونام به نظرم زندگی جاری هست، فقط بستگی داره چجور نگاش کنیم :)
    پاسخ:
    دوست ندارم از این چیزا خوشم بیاد :دی
    آها یعنی اینم باس از اونورش ببینیم؟ :)
  • خانوم لبخند :)
  • آره بدجور حس کنجکاوی آدمو اذیت میکنه واسه خاموش ها. ولی خب پیش اومده که خودمم از این امکان گاهی و به دلایلی استفاده کنم، پس هیچی نمیگم :)
    پاسخ:
    :)
    من تا حالا استفاده نکردم ولی اونایی که استفاده می‌کنن حتما دلایلی دارن برای خودشون دیگه.

     ادمای فرهیخته رو مگه با سخت صحبت کردن میشناسن؟ :دی
     اتفاقا به نظرم حقیقت، حقیقت داره! حالا برای هرچیزی. ولی درک و حس ما ازش متفاوته. و خب این یه چیز طبیعیه به نظرم چون زندگی ها متفاوته. برا همین باش مشکلی ندارم تا وقتیکه باعث اسیب نشه
    پاسخ:
    یکی دو ساعت پیش اون تیکه رو حذف کردم تو الان درباره‌ش می‌نویسی؟ :) 
     عه عوض شده که :دی من رو همین صفحه مونده بودم و سیستمو هایبرنت کرده بودم. برا همین رو جواب قبلیتون جواب دادم الان که اومدم سراغش. ببخشید دیگه :دی
    پاسخ:
    اشکال نداره :دی
    نمیشه لایک گذاشت که خخخ 
    الان این داستان در واکنش دنبال کننده مخفی بود ؟؟ 
    یک راه مبارزه با انها این است که پست رمز دار بگذارید :))

    پاسخ:
    نه بابا، بچه‌های خوبین اذیتشون نکنید :)
    کجا بکوبم لایک قشنگه‌مو
    همین جا تو کامنتدونی خوبه؟
    پاسخ:
    هاااا مچتو گرفتم. تو خودت یکی از همون چار تایی، این کامنتم برای رد گم کردن گذاشتی. حالا زل بزن به دوربین بگو انگیزت چی بوده از این کار!
    مچمو ول کل :))))

    من مخفی دنبال نمی‌کنم کسیو
    من کلاً 23 تا وبلاگی که براش کامنت می‌ذارم رو دنبال می‌کنم
    بقیه‌ی وبلاگا رو یواشکی و خاموش از inoreader می‌خونم که وبلاگ شما هم جزو همیناست
    پاسخ:
    inoreader که دیگه حکمش اعدامه. 
    واقعا inoreader حکمش اعدامه به قول تو :)))

    درود بر بهترین وبلاگ تاریخ بشریت :))
    پاسخ:
    عه این پسره :))
    درود بر تو ای بانوی پاکدامن :)) 

    اَاَاَاَ و بازم اَاَ  وبلاگتو باز کردی که! چرا با احساسات خواننده‌هات بازی می‌کنی آخه! جواب این چند شبی که چشم رو هم نذاشتم و تا صبح اشک ریختمو کی میخواد بده؟ ها؟! اوهو اوهو اوهو 
  • رشته خیال
  • وای چقدر قشنگ دنبال کننده های مخفیو توصیف کردید...قلمتونو خیلی دوست دارم :)
    از نظر من که دنبال کننده های مخفی بیشتر قابل احترامن :))
    پاسخ:
    آره از نظرت دنبال‌کننده‌های مخفی قابل احترامن چون خودت یکی از اونایی. ها ها ها خوب مچتو گرفتم. جناب سروان ایشونن، این بابا همونیه که زنگ وبلاگا رو میزنه در میره. 
  • رشته خیال
  • نه من نظرمو گفتم فقط کلا ترجیح میدم خودم به وبلاگ ها سربزنم تا فالو کردن... برای من سر زدن لذت خاصی داره :))) 

    پاسخ:
    همه‌تون اولش همینو میگید!
    یاد ذهن زیبا افتادم. با این تفاوت که امکان برقراری مکالمه بین شما و اون ها وجود نداره!
    اگر همین هست، در مورد پست قبلی تجدید نظر کنید! از نزدیک نظارت بشید خوب هست :))

    پاسخ:
    ذهن زیبا چی چیِ‌س؟
    الان شما نصف شبی منو نصف جون کردی که کمپین مخالفت با دنبال کردن خاموش راه بندازی ؟! :/ خب دیگه اسم شبح و اینها چیه میاری ؟! 
    الان حس میکنم دو نفر وایسادن پشت سرم تا وقتی من دکمه ارسال رو زدم خفه م کنن ://

    + علیرغم میل باطنی (:دی) من به کمپین شما join میشم :/
    پاسخ:
    فیلم جنایی زیاد نگا می‌کنی؟! توصیه بنده به شما بعد از تقوای الهی اینه که زیاد فیلم نبینی و به آغوش خانواده برگردی!

    +احسنت. حالا شدیم دو نفر :) ماشاالله به همتت جوان!
    آغا تو رو خدا شبح چرا آخه؟من از فردا توهم شبح میزنم دیگه:)))
    بذارید مخفی ها راحت باشن،از قایم باشک بازی خوششون میاد فقط،قصد خاصی ندارن:))

    پاسخ:
    اِوا!  :))
    بچه‌های خوبین، فقط یه مقدار شیطونن :)
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B0%D9%87%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7

    معرفی فیلم ذهن زیبا
    پاسخ:
    آها فیلمه!

    تقاضامندم فیلم‌نابینیِ ما را بر ما ببخشایید
  • فرید صیدانلو
  • من هی تصمیم میگیرم خاموش همه رو بخونم نمیشه :/
    دستمم میره به کامنت.
    این پست رو خوندم یاده ترانه چون سایه ها از فریدون فروغی افتادم
    پاسخ:
    ای کلک! پس یکی از این فالوئر مخفیا تویی. 
    چون سایه‌ها؟ یادم باشه بعدا یه نگاهی بندازم بهش تا میزان تاثیر فروغی از این پستو بسنجم!

    دکمه لایکش کو؟!
    :دی
    پاسخ:
    :دی